حسين فاطمى
61
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
حال به اصل مطلب برمىگرديم ، كه حق سبحانه براى بندگان خود دو حجت قرار داده . حجت ظاهر كه انبيا و رسل و ائمه طاهرين باشند كه فرمايشات آنها را به گوش مباركتان رسانيدم در باب ريشتراشى و گرفتن شارب ، و حجت باطن كه عقل باشد جلالت و شرافت آن را نيز ذكر نمودم . حال اگر داراى ملكه عقل هستيد كه فرمودند : عقل چيزى است كه با او تميز داده مىشود بين قبيح و حسن . ببينيد عقلتان چه حكم مىكند در اين گفتهها ؟ البته خطاب اين ناچيز به آن دسته اشخاص مىباشد كه ساختمان عالم و ساختمان خود را از ديگرى مىدانند ؛ او را بنايى ساخته و نقشه معمارى است عالم و حكيم و قادر . مىبيند تمام اجزا و ساختمان مرد و زن از جهت مو يكى است ؛ در سراپاى مرد ، هر چه مو مىباشد در سراسر پاى زن هم مىباشد ، الّا صورت مرد كه حسن او را در ريش قرار داده و حسن زن را در بىمويى و صافى قرار داده . اگر حبّ دنيا فكرتان را خراب ننموده و از بين نبرده كه فرمود مولا امير المؤمنين عليه السّلام : « حبّ الدّنيا يعمى و يصمّ و يبكم و يذلّ الرّقاب ؛ « 1 » يعنى : حب دنيا شخص را كور و كر مىگرداند و گردنها را ذليل مىكند » به أذنى تأمّل و تفكر ، خواهيد يافت كه اين مخالفت و سركشى يا از جهت آن است كه خود را مستقل در اين بنا و اين بنا را از خود مىدانيد ، يا از جهت عناد و لجاج با آن معمار ازلى است كه آن را ساخته و يا شعور و ادراك خود را بهتر از آن مىدانيد . خوب است مثالى ذكر شود : ذكر مثالى از مؤلف اگر اول ، معمار نقشه بكشد و بر طبق آن ، خانه و ساختمانى بنا نمايد . شاگرد بنايى ، تيشه بردارد و قطعه از بنا را خراب نمايد ، آيا مورد غضب آن معمار نخواهد شد ؟ اى جامعه كه خود را بنده مىدانيد و آن معمار ازلى را رب خود مىدانيد ، عالم و قادر و حكيم و شفيق و مهربان حتى از مادر به تو مهربانتر ، بلكه از خودت به تو مهربانتر است اين چه جسارت و بىحيايى است ؟ تيشه بر دست گرفته ، اين قطعه از بنا كه حسن و عزت و وقار و زينت تو قرار داده ، از بين ببرى ؟ اين چه جنگى است با خالق خود ؟ مردم جامعه از هر طبقه كه باشد اين را مشاهده نمايند و زير سبيل بگذارند براى نفع خسيس دنيا با آنها
--> ( 1 ) . الكافى 2 / 136 .